دلنوشته های دلنشین

تو مرا می فهمی بهتر از برگ درخت بهتر از آب روان تو پر از لبخندی تو پر از حس خدا

دلنوشته های دلنشین

تو مرا می فهمی بهتر از برگ درخت بهتر از آب روان تو پر از لبخندی تو پر از حس خدا

مشخصات بلاگ

حالم خوب است...
اما در حالت خنثی به سر میبرم...
نه خوشحالم...نه ناراحت...افسرده هم نیستم...
خنثی و بیخیال...
حال این روزهایم را دوست دارم..نگران نیستم...دلهره ندارم
از همه مهم تر درگیر هـــــــــــیچکــــــــــ ـــس نیستم...
هادی

تماس با ما
سامانه پیامکی
محبوب ترین مطالب
نویسندگان

دوستای عزیزم شما میتونید با عضویت توی خبرنامه پیامکیمون که تو ستون سمت راست قرار داره ،دلنوشته ها رو از طریق پیامک دریافت کنید .

 دوستان عزیز شما میتونید  متن یا دلنوشته های زیباتون رو به شماره 30007546625625 ارسال کنید تا با اسم خودتون توی وبلاگ به اشتراک گذاشته بشه....


با تشکر هادی


ترش بودن ،

بهانه ی خوبیست برای


نمک شدن بر زخم های


دلِ خون شده !


بعضی وقت ها یکی طوری می سوزونتت

که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن،

بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه

که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن.

زمانه ایست که خیلی چیزها آنطوری
که بود یا باید باشد نیست.



دیگر منتظر کسی نیستم

هر که آمد،

ستاره از رویاهایم دزدید...

هر که آمد

سفیدی از کبوترانم چید!

هر که آمد

لبخند از لب‌هایم برید ،

منتظر کسی نیستم،

از سر خستگی در این ایستگاه نشسته‌ام...






وقتی چیزی مرا رنج می داد،


در موردِآن با هیچ کس حرفی نمی زدم.


خودم در موردش فکر می کردم، به نتیجه می رسیدم و به تنهایی

عمل می کردم.


نه اینکه واقعا احساسِ تنهایی بکنم، فکر می کردم که انسان ها،


در آخر، باید خودشان، خودشان را نجات دهند.

هادی ( هاردبوی ) 92/12/7





برای خوشبخت بودن، فرش قرمز لازم نیست!
نیازی به فریاد حوادث نیست.
موسیقی باران، برای دلخوشی کافیست.
سلامی به پدر، نگاهی به خواهر کافیست.
برای خوشبخت بودن، آغوش گرم یک مادر کافیست.
سواری روی موج خیال ،
نشستن کنار یادگاریها ،
رفتن میان خاطره ها کافیست.
برای خوشبخت بودن، یک احساس کوچک خوشبختی کافیست.



حق الناس فقط پول نیست...

"دل" است...

دلی که می توانستی بدهی 

و 

ندادی...






لطفا نام آدم را


از آدم برفی بردارید !

کجای این دانه های سپید 

شبیه ماست ؟!


برف اگر می دانست

باید دنیای سیاه ما را سپید کند

نرسیده به زمین 

دبه می کرد و باز می گشت !




محسن عبدی



عشق مث کشیدن دوسر یه کش میمونه...
که دو نفر دارن میکشنش...
اگه یکی یهو ولش کنه...
دردش واسه کسی میمونه...
که هنوز اونو سفت نگه داشته..


ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﻧﺎﻡ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺖ
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ
ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ !
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ !
ﺳﺮﺩﺕ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺮﻑ
ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﯾﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺟﻬﻨﻤﯽ ﻧﺎﻣﺘﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﺖ
ﺟﻬﻨﻤﯽ ﺑﺎ ﺁﺗﺶ ﺳﺮﺩ
ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻌﻠﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﯾﺦ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ !
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﻮﻝ ﺁﻭﺭ ﺍﺳﺖ
ﭘﺮ ﺍﺯ ﻇﻠﻤﺖ ﻭ ﻧﺎ ﺷﻨﺎﺧﺘﮕﯽ
ﻣﺜﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻣﺘﺮﻭﮎ ﺩﺭ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﺟﻨﮕﻞ
ﻋﺒﻮﺭ ﻧﺴﯿﻤﯽ ﺍﺯ ﻻﺑﻼﯼ ﻋﻠﻒ ﻫﺎ
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺕ ﮐﻨﺪ .
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻭ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﺑﺮﯼ
ﭘﺨﺶ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ
ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ
ﺑﻪ ﺟﺎﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺮﻭﯼ
ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﺳﻼﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ


(( هادی ))






روزی چند بار دوستت دارم
یک بار وقتی که هوا برم می دارد،
قدم میزنیم ...
وقتی که خوابم می آید،
تو می آیی! ی
ک بار وقتی که باران ناز می کند ...
دل ناودان میشکند ... می بارد.
وقتی که شب شروع میشود ...
تمام میشود ...
یک بار دیگر هم دوستت دارم!
باقی روز را ...
هنوز را ...